
منوچهر خندان - غالب اندیشمندان حوزه اقتصاد، خاصه نظریهپردازان مقوله «توسعه»، در جریان تجزیه و تحلیل روند توسعه و یا نوسازی اقتصاد جوامع و کشورها، فرهنگ و کارکردهای فرهنگی را محوری بسیار مؤثر و دارای نقش کلیدی بر پیروزی یا شکست جریان توسعه و مؤلفه پیشگوییکننده سپهر اقتصادی کشورها میدانند، به عنوان مثال در دهههای گذشته، نظریههایی وجود داشت که با اتکا به فرهنگ قناعت و صرفهجویی توأم با روحیه کار متمادی در میان چینیها معتقد بود اگر ساختار و قواعد کلان اقتصاد چین دگرگون شود، این رویه فرهنگی به عامل جهش شتابان اقتصاد چین منجر میشود، دیدیم که چنین شد و با روی آوردن چین به اقتصاد درهای باز،یک اقتصاد دروننگر و منزوی به سرعت به یک غول نوظهور اقتصادی بدل گشت.
با این وصف میتوان ادعا کرد که ارتقای آن بخش از فرهنگ عمومی یک جامعه که با اجزا و ارکان اقتصاد سر و کار دارد می تواند به ارتقاء ، تعالی و پیشرفت اقتصادی و پرشتاب شدن آهنگ توسعه متوازن منتهی گردد، این نکته در مورد اقتصادهایی که به یک عرصه یا محصول وابستگی بیشتر دارند یا مزیت چشمگیرتری در یک حوزه اقتصادی دارند اهمیتی مضاعف می یابد، بدین معنا که اثر فرهنگ و کارکردهای فرهنگی در میان یک قشر خاص شاغل در آن رشته تبلور شفافتری در سطح کلان اقتصاد جامعه خواهد داشت. در کشورمان ایران که نفت و اقتصاد شریان نفتی، بدون تردید پرمزیتترین حوزه اقتصادی است و این عرصه بالاترین سطح پیوستگی با اقتصاد عمومی را داراست قطعاً اثرگذاری فرهنگ و تحقق نظریههای همزادی اقتصاد و فرهنگ در مسیر توسعه پایدار را می توان به آسانی و با بر چشم نهادن عینک فراست رصد کرد. البته به موازات کارشناسانی هم هستند که ماهیت این نظریه را نفی کرده و صحت آنرا به چشم تردید مینگرند و پرسشهایی را نیز مطرح میکنند از آن جمله اینکه با چه ساز و کارهایی میتوان فرهنگ و سطح فرهنگی اهالی صنعت نفت را ارتقاء داد؟ آیا این عده را میتوان از فضای فرهنگی کلان جامعه منفک و مشمول فرهنگی متفاوت کرد؟ آیا با ارتقای فرهنگی می توان نسخه ای شفابخش برای موانع تکنیکال همچون تجهیزات و سرمایه، دست و پا کرد؟
تحلیل مفصل محتوای نظریه همزادی فرهنگ و اقتصاد به ویژه در حوزه صنعت نفت ایران، البته مجال گستردهتری میطلبد اما شاید بررسی سیاستها و رفتارهای فرهنگی شکل گرفته در شرکت نفت فلات قاره ایران که بزرگترین تولیدکننده نفت دریایی در خلیج فارس و سومین شرکت نامدار صنعت نفت دریایی در جهان است بتواند تا اندازهای ابهامها را مرتفع و پرسشها را پاسخ گوید، این شرکت پراهمیت نفتی ایران، علاوه بر تجهیزات فنی، سکوها و کارخانههای تفکیکگر نفت و گاز و نیز بودجه سالانه دولتی، از منابع و ثروت انسانی محدودی با جمعیتی حدود 3 هزار نفر برخوردار است. بخش عمدهای از این ترکیب جمعیتی را پرسنل شاغل در مناطق عملیاتی و سکوهای دریایی تولید نفت تشکیل می دهند. به تعبیری دیگر ثروت انسانی این مجموعه، تقریبا" نیمی از دوران حیات خویش را به دور از حیات اجتماعی خانوادگی در محیطی کاملا" صنعتی سپری میکنند، آن هم نه در مناطق خوش آب و هوا و سرشار از امکانات بلکه در مناطقی که از فرط سختی و صعوبت شهره عام و خاص است و این روال هفتهها، ماهها و سالها ادامه دارد.
طبیعی است که روح فرهنگی و جان مایه درونی این انسان ها دستخوش سائیدگی می شود، از طرفی نبود سایه مرد خانواده بر در کاشانه می تواند ماهیت و ارکان خانواده را با هزار اما و اگر مواجه سازد، همه این ها که نه بلکه یکی از این میان کافی است تا قطعه قطعه این ثروت انسانی را همچون یخی در برابر تموز ذوب کرده و نابود سازد. اما چه باید کرد؟ آیا می توان هر سال و هر سال این ترکیب ثروت انسانی را در معرض تخریب و تعویض قرار داد ؟ همین جاست که کارکرد فرهنگی و همزاد پنداری آن با اقتصاد به مدد میآید، در نظام تصمیمسازی و تدبیرپردازیهای کلان این شرکت خاصه طی سالهای اخیر، قانون نانوشتهای همواره هر رویکرد مدیریتی را با در نظر گرفتن آثار، تبعات و حتی فرآیندهای فرهنگی آن میبیند، میسنجد و به کار میبندد. این رویکرد معتقد است که اگر قصد افزایش تولید نفت را داریم، اگر بنا بر نگهداشت ضریب بازیافت نفت داریم و به طور کلی اگر قصد توسعه داریم مخزن نفتی و تجهیزات سرچاهی، متههای حفاری و توربوکمپرسورهای راهبردی، همه و همه ابزار دست و محور این مدار «انسان» است. انسان نه در رویکرد اقتصاد مارکسیستی به عنوان نیروی کار، بلکه به عنوان عامل پیدایش حس توسعه، احساس توانمندی و ظهور اراده ملی. این انسان که قرار است با کارخود تولید را فزونی بخشد باید بدل به منبع فرهیختگی شود، نمی توان انتظار داشت که این انسان نفت و گاز تولید کند اما در حوزه فرهنگ مولد نباشد، به همین ترتیب ارتقای سطح فرهنگی این عامل مؤثر توسعه میتواند به جایی برسد که او کارکردن را نه تنها روشی برای کسب معاش و گذران معیشت، که راهی برای نیل به تحقق آرمانها و آرزوهای ملت خود بداند، یقین کند که تلاش او در سکوی نفتی در میانه آبهای خلیج فارس فقط یک فیش حقوق ماهانه برایش به همراه ندارد، بداند و باور کند که کار او، جایگاه ایران را، رتبه جامعه ایران را، تصویر میهن مادریاش در ذهن دیگران را بالا می برد و سرنوشت فرزندان او را بر توسن مراد می نشاند.
این توجیه ها دست به دست هم داده تا شرکت نفت فلات قاره به موازات نگاه فنی و اقتصادیاش به صحنه تولید نفت و گاز، در بعد درون سازمانی رویکردی انسان محور و فرهنگ مدار را در پیش گرفته و عملا" از حداکثر قابلیتها و توانمندیهای هنری، رسانهای، فرهنگی و اجتماعی برای ارتقای سطح فرهنگی جمعیت انسانی خود بهرهبرداری کند. جالب است بدانید در پی برگزاری یک نمایشگاه چند هفته ای کتاب در جزیره خارگ، کارکنان شرکت نفت فلات قاره در این جزیره که شامل تعداد محدودی هستند چیزی قریب به 300 میلیون ریال کتاب خریداری کردند، این میزان فروش کتاب حتی در شهر بزرگی مثل تهران برای نمایشگاهی مشابه خارگ اگر نگوئیم ناشدنی است که قطعاً به سختی محقق می شود.
از این دست موارد البته بسیار است اما واقعیت اینجاست که نفس کار در شرایط سخت، نیاز و عطش فرهنگی افراد را به شدت بالا می برد و شرکت نفت فلات قاره با درک این پدیده طبیعی فرهنگی، همواره تلاش کرده است تا جریان تزریق دائمی امید و نشاط و نیز رفع عطش فرهنگی کارکنان را مستمر نگه داشته و بکوشد تا سطح فرهیختگی انسانهایی که قرار است محور توسعه پرشتاب صنعت نفت دریایی کشور باشند را به سوی تعالی رهنمون شود.
در این استراتژی درون سازمانی که «همزادپنداری فرهنگ و اقتصاد» و تأثیرات متقابل آن دو بر یکدیگر قابل مشاهده است، خانواده به عنوان مهمترین رکن اجتماعی نظام فرهنگی اسلامی – ایرانی ما و پراهمیتترین پشتوانه «انگیزش« روحی روانی کارکنان مطرح است. شرکت نفت فلات قاره نیز با اشراف به اثرگذاری غیر قابل انکار نهاد خانواده بر سرشت روحی و فرهنگی کارکنان خود سیاستهای فرهنگی خود را به سطح خانوادهها نیز تعمیم داده و تلاش کرده است تا با سهیم دانستن آنها در جریان توسعه اقتصادی، گونهای حس مشارکتجویی را در فضای فکری خانواده کارکنان نیز فراهم آورد. برگزاری جشنهای سالانه شکوفههای انقلاب، تلاش برای حمایت مادی و معنوی از فرزندان دانش آموز و دانشجوی کارکنان، برگزاری اردوهای فرهنگی – تفریحی و مشارکت دادن خانوادهها در مسابقات فرهنگی در سطح شرکت موجب شده است تا این شرکت تولید کننده نفت کشورمان، صاحب منسجمترین اجتماع انسانی و کارکنانی دارای کمترین سطح دغدغه روحی باشد. اجرای این استراتژی زمانی هویداتر میگردد که از زبان آمار بهره بگیریم و بدانیم بیش از یک سوم خانوادههای کارکنان فلات قاره ایران دارای فرزندانی با سطح تحصیلی ممتاز هستند و به موازات کمترین میزان افت تحصیلی در میان فرزندان را در این ترکیب جمعیتی شاهدیم.
پیشتر گفتیم که شرایط کار اقماری و دور بودن سرپرست خانواده از این نهاد اجتماعی سرنوشتساز، فینفسه آثار مخربی به همراه دارد اما باید اعتراف کرد که اگر سازمانها، نهادها و شرکتهای دارای این رویه کار عملیاتی، به نقش فرهنگ و آثار فرهنگی بر ساختار اقتصادی با نگاهی واقعگرا بنگرند، فرهنگ را همزاد اقتصاد تلقی کرده و همانگونه که برای ثروت مشهود اقتصادیشان برنامه و طرح ارائه میدهند، به وسیله فرهنگ، غنای ثروت انسانی خود را نیز ارتقاء خواهند بخشید.
* رییس روابط عمومی شرکت نفت فلات قاره ایران