
مسعود فزون بال - امروزه نفت کالایی استراتژیک، حیاتی و سیاسی است و تاثیر بسیاری در پایداری نظامهای اقتصادی و حتی اجتماعی جوامع دارد.
اگرچه دیگر حاملهای انرژی بخش های زیادی از کارکردهای نفت را به خود اختصاص داده اند اما باید اذعان کرد تا زمان وجود نفت در بازارهای جهانی، جایگزین کاملی برای آن وجود ندارد و بنابراین اکثر کشورهای جهان به ویژه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، هرگونه تحول در بازار مربوط به این کالا را با حساسیت دنبال می کنند و از همین روست که حتی کوچکترین رویدادهایی که مستقیم یا غیرمستقیم به این کالا مرتبط است در نوسان قیمت آن تاثیرگذار است.
با این اوصاف، بی تردید هر عاملی که بخواهد امنیت و ثبات بازار نفت را به طور جدی به مخاطره اندازد با واکنشی فراگیر از سوی کشورهای مصرف کننده عمده و حتی تولید کننده (بسته به میزان و نوع منافع آن کشورها در آن شرایط)، روبرو خواهد شد. اگر چه تا سه دهه پیش اوپک نقش مهمی در تعیین قیمت نفت داشت ولی به تدریج با افزایش تولید نفت کشورهای غیر اوپک و معاملات نفت در بورسهای نیویورک و لندن، این کشورها نقش اصلی را به عهده گرفتند به نحوی که شاهد بودیم در طی سالهای اخیر صعود و سقوط قیمت نفت ناشی از اقدامات، رویدادها و بحرانهایی که مستقیم و غیرمستقیمی ایالات متحده در آن دخیل بوده است، بیش از نقش اوپک در این خصوص موثر بود و از همین رهگذر معامله گران عمده نفتی توانستند بهای نفت را به قیمتهای بی سابقه برسانند و سپس بعد از سقوط ناگهانی مجدداً به حالت عادی که پیشبینی معدودی از کارشناسان بازار نفت بود، برسد.
بورس به عنوان بازار منسجم مالی و تجاری، نقش مهمی در تبادل سهام و کالا دارد و در جمع آوری منافع متضاد طرفهای معامله به شیوه ای کارآمد برای تنوع بخشی به بازار موثر است. در این میان بورس نفت به دلایلی که در فوق درباره این کالای مهم اشاره شد، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و نه تنها متولیان آن باید با بازارهای نفت و معاملات رایج در بورسها آشنایی کامل داشته باشند بلکه باید توانایی ایجاد بسترهای لازم برای استفاده از ابزارها و استراتژی های معاملاتی این بازار از جمله قراردادهای آتی، اختیاری، معاوضه ای، انواع بیمه و پوشش ریسک را دارا باشند تا بورس فراتر از یک محل معاملاتی صرفاً برای خرید و فروش کالا، علاوه بر کاهش ریسک معاملات نفتی و تعدیل نوسان قیمت به یک ابزار توسعه بازار نیز تبدیل شود.
جدا از کارکردهای سیاسی بورس ها از نگاه عده ای از تحلیلگران خارجی که صرفاً از این مقوله به بررسی بورس نفت ایران پرداخته اند، واقعیت این است که نگاهی به آمارهای جهانی دو دهه اخیر گویای آن است روند تدریج تغییر جغرافیایی عرضه و تقاضای نفت به شکل آشکارتری دیده خواهد شد و از این رو افزایش وجود بورس های منطقه ای متصل به بورسهای جهانی ضروری به نظر می رسد کما اینکه اکنون بورس نفت سنگاپور این کارکرد را دارد. فاز اول بورس نفت ایران که در اواخر بهمن ماه سال 1386 راه اندازی شد گرچه پس از افت و خیزهای فراوان توانست در انجام معاملات برخی از فرآوردهای نفتی و پتروشیمی به ثبات نسبی برسد ولی تا تبدیل شدن به بورسی تاثیر گذار در بازار نفت خام فاصله دارد که نه تنها نیازمند نگاهی جدی از طرف مسئولان است بلکه متولیانی می طلبد که نه از منظر بورس اوراق بهادار و فلزات، بلکه از منظر بازار نفت به آن بپردازند.
* کارشناس اقتصاد انرژی