
مهندس منوچهر خندان - این واقعیت را مجال انکار نیست که صرف وجود سابقهای صد ساله در صنعت نفت ایران و بدون نگاه به غنای فنی، تجربی و بومی امروز این صنعت، نمیتوان از آن به عنوان بستری «هویت ساز » در تاریخ معاصر ایران یاد کرد.
باید اعتراف کرد آنچه که به صدسالگی تاریخ حیات نفت در فلات زرخیز ایران که با تجربه پنجاه سالگی در آب های خلیج پارس به بلوغ رسید، بها میدهد و دستمایه عزتش میشود، توان عملیات، استفاده بهینه از فرصتها و مقابله هوشمندانه با چالشهایی است که در عرصه این صنعت در برابر مدیران و کارکنان صنعت نفت قد برافراشته است.
حادثه 13 بهمن 87 میدان نفتی ابوذر و رویدادها و رخدادهای متعاقب آن را میتوان مشتی نمونه خروار از چالشها و موانعی دانست که به دلیل اعمال هنر مدیریت بحران و بهرهگیری از انبوه تجربههایی که به مدد 50 سال سابقه تولید نفت در فلات قاره خلیج پارس شکل گرفته، شجاعت و ایثار دستاندرکاران هویت صنعت نفت دریایی ایران را معنا میبخشد.
بیتردید آنان که آشنایی مختصری با شرایط تولید نفت در مناطق دریایی دارند میدانند که تولید نفت در دریا به مراتب پیچیدهتر، سختتر و صعبتر از تولید نفت در خشکی است. عدم تسلط به چاهها بدلیل قرار داشتن در بستر عمیق دریا، عدم دسترسی سریع به شریانهای حملونقل، تمرکز همه کانونهای مدیریتی، عملیاتی و کنترلی در یک سازه کوچک محاصره شده در میان آبهای خروشان و ... جملگی مؤلفههایی هستند که عملیات تولید نفت در مناطق دریایی را به عملیاتی پیچیده و با ضریب خطر بالا تبدیل کرده است. مجموع این عوامل و دلایل، موجب شده است تا با وجود ریسک، ظهور و بروز حوادث در چرخه عملیات تولید نفت در دریا، موضوعی چندان عجیب و غیرمنتظره جلوه نکند، چه، خصلت عملیات در محدودهای ناشناخته و هردم در حال تغییر همچون دریا، بروز حوادث را متحمل مینماید. گرچه امروزه و به موازات پیشرفت هایی که در صحنه فناوری و دانش صنعت نفت ایجاد شده است، تا حد زیادی از پتانسیلها در چرخه عملیات تولید نفت دریایی کاسته است، اما به هرروی، استانداردهای جهانی عملیات تولید نفت در دریا هم وقوع حوادث در چارچوبهای تعیین شده را پذیرفته است.
حادثه 13 بهمن در میدان نفتی ابوذر که با فوران گاز از چاه شماره 20 سکوی AB این میدان آغاز شد، یکی از همان دست حوادث متحمل چرخه تولید نفت در دریاست. اما آنچه که به این حادثه و مسائل پیوسته به آن جلوه ای دیگر میدهد و آنرا در قالب یک «تجربه شیرین» در ذهنها ثبت میکند قدرت و توان کنترل بحران و محدود ساختن دامنه تبعات خسارتبار آن بود. در حوادث مشابه چاههای سکوی A-11، در نقاط مختلف جهان همواره موجی از خسارت به تأسیسات زیربنایی وارد شده است. حتی در یک نمونه تأسفبار آن هم در کشوری اروپایی با سطح فناوری بالای صنعت نفت، چندی قبل، حادثهای مشابه منجر به تخریب بسیاری از تأسیسات و مرگ دستکم 60 نفر از پرسنل شاغل در سکو و تأسیسات جانبی شد.
حادثه چاه A-11 میدان نفتی ابوذر اگر از جوانب و زوایای مختلف و با نگاهی فارغ از سیاهنمایی و بدبینی نگریسته شود میتواند تابلویی ترسیمکننده سطح شکوفایی توانمندی صنعت نفت دریایی ایران قلمداد شود. در این حادثه سرعت عمل در مهار نمودن به عنوان شرط اساسی مقابله با بحران در بالاترین سطح استانداردهای جهانی قرار داشت. سطح وسیع تدارکات و پشتیبانی کالا و مواد مورد نیاز عملیات مهار فوران، کاربرد بیش از 24 فروند شناور در چرخه عملیات، تشکیل فوری ستاد مرکزی مدیریت بحران در تهران و ستادهای فرعی در بوشهر و بهرگان و تزریق سریع صدها تن سیمان و گل حفاری و نیازهای عملیاتی محل چاه حادثه دیده در اولین ساعات ظهور حادثه تنها بخشی از اجزای متعدد عملیات پیچیده مهار فوران چاههای A-11 ابوذر محسوب میشود. در پرتو همین سرعت عملیات، کنترل دقیق اجرای عملیات و توان فرماندهی هماهنگ عملیات بود که تولید نفت از میدان نفتی ابوذر حتی برای یک دقیقه قطع نشد و از آن مهمتر، تارمویی از سر پرسنل عملیات و سکوهای تولید نفت کم نگشت.
واقعیت اینجاست که وقوع این دست حوادث گرچه همواره با مخاطره و دغدغه همراه است اما بیشک این حوادث «ترازوی» توانمندی، پتانسیل و قدرت صنعتی کشورهای نفتخیز است. هنوز از یاد نبردهایم که مهار فوران و آتش شمار بسیاری از چاههای نفت آتش گرفته کویت پس از حمله صدام به این کشور (درسال 1991) جز به دست حفارمردان توانمند ایرانی صورت نگرفت. اگر ادعا میشود که صنعت نفت ایران امروز کانون توانمندی دستههای مختلف عملیات در قطب بزرگ انرژی جهان – خلیج پارس است، اثبات این ادعا با نمونههای آشکاری همچون عملیات مهار بحران چاههای A-11 ابوذر میسر و مقدور میشود. اگر گفته میشود که صنعت نفت ایران از تهدیدهای مداوم و تحریمهای مستمر جان به سلامت برده است، جهان باید با حیرت ثبوت آنرا در میانه آبهای خلیج پارس رصد کند.
آثار و عواقب حادثه چاههای A-11 میدان ابوذر و قدرت و قوت صنعت نفت کشور در مقابله با این گونه حوادث، گرچه در داخل کشور با برخی هیجانها و بعضاً سیاهنماییها روبرو گشت اما نگاه غولهای نفتی جهان یک بار دیگر، به سومین شرکت بزرگ تولیدکننده نفت دریایی جهان (شرکت نفت فلات قاره ایران) معطوف شد.
حاصل کلام آنکه حدود نیم قرن تاریخ حیات صنعت نفت دریایی ایران زمانی که با حوادثی همچون کسب استقلال فنی و بومی صنعت نفت دریایی، عدم توقف جریان صدور نفت در جریان هشت سال جنگ تحمیلی و مهار بحرانهای چرخه عملیات تولید عجین میشود، امکان هویتساز شدن را مییابد و مایه فخر و مباهات کشوری میشود که پیشقراول توسعه و پیشرفت در منطقه است.
رئیس روابط عمومی شرکت نفت فلات قاره ایران